وحشت

 وحشت و وحشت و وحشت ، راه پر تکرار مردن

شاخه ها در هم شکسته،  مثل اشک سر به دامن

مثل بغض خسته از درد ، مثل بارون شکستن

راه ناهموار ماتم،  خیره خیره تا گسستن

آرزوهای شکسته منتظرهای رمیده

از درنگ و ظلمت شب،  بال پرواز پروار تکیده

قطعه قطعه هر صدایی ، فرصت خون خوردن ما

بی عبور یک پرستو،  وقت پر اندوه آوا

پر هراس وحشت خویش در حصار تنگ هر تن

بارش مرگ و جدایی ، مست از این بیهوده بودن

ما که رفتیم و ندیدم یک بهار و یک شکستن

عشق ما جنس فنا شد، مثل آوار تکیدن

پس چرا باید بمیریم...! ما سزوار بهاریم

منتظر اینجا نشسته ،  آرزوی کهنه داریم

آروزی پرکشیدن ،  آرزوی مرگ وحشت

آرزوی بوسه بر عشق ،  رد شدن از مرز غربت

ما سزاوار بهاریم ، یک بهار و یک رسیدن

از تن این چرخ گردون،  خوشه خوشه عشق چیدن



نام ترانه : وحشت

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران


هرگونه استفاده از ترانه ها تنها با اجازۀ ترانه سرا امکان پذیر است .


/ 69 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دل شکسته

خورشید مرده بود خورشید مرده بود و من به این فکر می کردم که آخرین پرنده ی نور در کدام مغرب اندوه مرد خورشید مرده بود و بیچاره ستاره ها تنها و ماه بی یا ور وشب ، تنها شب ، وانسان ها به خواب می رفتند خواب بود و خواب وکثافت آغوش و آدم ها دیگر این گرمای کثیف شبهای همیشه را جایگزین می کردند.

دل شکسته

سلام خوبی دوست خوبم اناهيتا جان کلا ما رو فراموش کردی هااااااااااااااااا من اپم اگه دوست داشتی یه سر بیا خوشحالم میکنی فعلا

فاطيما

سلام هوای تازه ای ميخواهم بی هيچ کهنگی...باز خواندنی شدم...

مهدی

سلام خواهر خوبم شبت بخير مثل اينکه وبلاگهای پرشين فقط با دامنه جديد ؛ای ار؛باز ميشه. بهر حال خيلی خوشحال شدم که بعد از مدتی دوباره به خونت امدم. گل باشی.

مهدی

سلام خواهر خوبم عيدت مبارک اپم.

مهدی

سلام خواهر خوبم صبح بخير خوبی؟

مهدی

سلام عزيز خوبی؟ خواستم ازت خدا حا فظی کنم چند روز ميرم مشهد پيشاپيش عيدت مبارک گل باشی.

مهدی

سلام نازنين رمضان مبارک.