هوای تازه بدون رنگ کهنگی با ترانه

با بارش ترانه به طراوت میرسم ....

اینجا منم یک آسمان راز و نیاز

آنجا تویی با صد هزاران ناز و ساز

اینجا منم یک شب شکستۀ صبور

آنجا تویی یک معجزه از جنس نور

اینجا شکسته دل منم ، تنها ترین بیدل منم

مجنون ترین عاقل منم ، دلخونترین ساحل منم

اینجا منم با چشم تر، دیدی مرا تو اینچنین ؟

هرگز نمیگیری خبر از حال زارم همچنین ؟

اینجا خزان و بحر خون سنگر زده در طالعم

آنجا بهار اندر بهار اینجا ولی من تابعم

اینجا منم آنجا توی یک فاصطه ما بین ماست

صد کوه اینجا جا شده از ما هم آغوشی جداست

اینجا منم یک آسمان راز و نیاز

آنجا تویی با صد هزاران ناز و ساز

میرقصم هر ساز تو را

هر ساز صد راز تو را

میگویم از تو گونه گون

میخوانم آواز تو را ....

نام ترانه : اینجا منم/آنجا تویی

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

آهنگساز : کامران اسدی

خواننده : آقای یزد خواستی

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

Design By : Pars Skin