هوای تازه بدون رنگ کهنگی با ترانه

با بارش ترانه به طراوت میرسم ....

 چشمای تر  رو  بالشم

هر شب نمی رسن به هم 

باید طلسمو  بشکنم 

باید به تو  وابسته شم 

 

با زندگی  می جنگمو

در گیر  ِ دنیای توام

تکرار کن اسم منو

درگیر شی شاید تو هم   


غیر از تو و دستای تو

چیزی منو  آروم نکرد

دنبال این  آرامشم 

بیزارم از شبهای سرد 

 

من کاسه ی صبرم پره

حرفامو گوش کن ایندفه

دنبال ِ عاشق بودنم

عشقی بدون ِ فلسفه !

 


 ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

هرگونه استفاده از این ترانه ، تنها با اجازه ی ترانه سرا امکان پذیر است.

این ترانه به موسسه ی کهن آوای شرق واگذار شده.

نوشته شده در دوشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٠ساعت ۱٠:۳٥ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

Design By : Pars Skin