هوای تازه بدون رنگ کهنگی با ترانه

با بارش ترانه به طراوت میرسم ....

نُتِ هشتـــــــــم !!!!


یه عمریه هفت تا نُت، سازمونو کهنه کرد
تا کی باید برقصیم ، به ساز ِ این کهنه درد ؟

تا کی باید دستامون، رو سیمِ ِ آخر باشه
ریتمِ ترانه هامون ، ریتم ِ کلاغ پر باشه !

یه عمریه هفت تا نُت ، به ریشمون می خندن
تو بوق و کرنا دارن ، بارشونو  می بندن

تو هر ردیف مدیفی  بگی دارن میگردن
از گوشه ی اصفهان، تا گوشه های  لندن !

هفت تا نت ِ قدیمی،  دوره می فا سُلاسی
رو پرده ی گوشمون، نیم پرده می شه راسی

نیم پرده روی پرده ، نیم کاسه زیر کاسه
کی می گه تو بازیا  شانس ما دست تاسه ؟؟؟؟؟؟

************

سازِ منو پس بدین ، ساز منو پس بدین
یه نتِ تازه ساختم ،  یه نت ، واسه این زمین !

 
از لج ِ اون هفت تا نُت ، دارم با هشتمین نُت
یه سمفونی می سازم فقط روی همین نُت

یه سمفونی به یادِ سمفونی مرده ها
بدون فالش خوندن ِ خواننده ی بی صدا

***

می خوام ترانه هامو رو نُت هشتم بگم
می خوام یه عالمه سیب ،  بدم به دست ِ آدم !

 

نام ترانه : نُت هشتم

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

هر گونه استفاده و یا برداشت از این ترانه تنها با اجازه ی ترانه سرا  امکان پذیر است.

نوشته شده در چهارشنبه ٩ دی ۱۳۸۸ساعت ٦:٥٧ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

Design By : Pars Skin