هوای تازه بدون رنگ کهنگی با ترانه

با بارش ترانه به طراوت میرسم ....

 وحشت و وحشت و وحشت ، راه پر تکرار مردن

شاخه ها در هم شکسته،  مثل اشک سر به دامن

مثل بغض خسته از درد ، مثل بارون شکستن

راه ناهموار ماتم،  خیره خیره تا گسستن

آرزوهای شکسته منتظرهای رمیده

از درنگ و ظلمت شب،  بال پرواز پروار تکیده

قطعه قطعه هر صدایی ، فرصت خون خوردن ما

بی عبور یک پرستو،  وقت پر اندوه آوا

پر هراس وحشت خویش در حصار تنگ هر تن

بارش مرگ و جدایی ، مست از این بیهوده بودن

ما که رفتیم و ندیدم یک بهار و یک شکستن

عشق ما جنس فنا شد، مثل آوار تکیدن

پس چرا باید بمیریم...! ما سزوار بهاریم

منتظر اینجا نشسته ،  آرزوی کهنه داریم

آروزی پرکشیدن ،  آرزوی مرگ وحشت

آرزوی بوسه بر عشق ،  رد شدن از مرز غربت

ما سزاوار بهاریم ، یک بهار و یک رسیدن

از تن این چرخ گردون،  خوشه خوشه عشق چیدن



نام ترانه : وحشت

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران


هرگونه استفاده از ترانه ها تنها با اجازۀ ترانه سرا امکان پذیر است .


نوشته شده در پنجشنبه ۱٧ خرداد ۱۳۸٦ساعت ۳:۳٥ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

Design By : Pars Skin