هوای تازه بدون رنگ کهنگی با ترانه

با بارش ترانه به طراوت میرسم ....

بیا با من رها کن سرنوشتو

تا من ، بیا بشکن بهشتو

بیا رد شو از این فکرای  تشنه

بیا زخمی نشو  از زخم دشنه

بیا با من رها کن سرنوشتو

بذار پاره کنیم این دسنوشتو

بذار تازه بشیم از فکرای خوب

بذار بارون بباره رو تن چوب

منو تو سهممون خیلی زیاده

از این بیشتر به ما باید میداده

بیا تا پس بگیریم سهمونو

بسازیم فردا  رو دوباره از نو !!!

(ادامه دارد )

نام ترانه : رها کن سرنوشتو

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

هرگونه استفاده از ترانه ها تنها با اجازۀ ترانه سرا امکان پذیر میباشد .


نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٥٧ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٢۳ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

شروع ناب تن تو

تو دستای عاشق من

حضور گرم نفست

میون هر هق هق من

بین تو دستای من

فاصله ها خالی میشه

قدم قدم سبز میشیم

دنیا چقد عالی میشه

میون شبنم نگاه

تو رو ترانه میکنم

با هر نفس غزل غزل

تو رو بهانه میکنم

میخوام برات هوا باشم

منو تو جونت بدمی

برم تو اعماق تنت

حس بکنم از خودمی

صدات کنم

تو بشنوی که از دلت صدا میاد

یکی بشم با دل تو

دلت فقط منو بخواد

از اون شروع ناب تو

تا این سرود ما شدن

بگو چقد فاصله هست

از دل تو تا دل من ؟ !!!

نام ترانه : شروع ناب تن تو

تانه سرا : آنا هیتا مستاجران

هرگونه استفاده از ترانه ها تنها با اجازۀ ترانه سرا امکان پذیر است .

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:۱٤ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

اینجا منم یک آسمان راز و نیاز

آنجا تویی با صد هزاران ناز و ساز

اینجا منم یک شب شکستۀ صبور

آنجا تویی یک معجزه از جنس نور

اینجا شکسته دل منم ، تنها ترین بیدل منم

مجنون ترین عاقل منم ، دلخونترین ساحل منم

اینجا منم با چشم تر، دیدی مرا تو اینچنین ؟

هرگز نمیگیری خبر از حال زارم همچنین ؟

اینجا خزان و بحر خون سنگر زده در طالعم

آنجا بهار اندر بهار اینجا ولی من تابعم

اینجا منم آنجا توی یک فاصطه ما بین ماست

صد کوه اینجا جا شده از ما هم آغوشی جداست

اینجا منم یک آسمان راز و نیاز

آنجا تویی با صد هزاران ناز و ساز

میرقصم هر ساز تو را

هر ساز صد راز تو را

میگویم از تو گونه گون

میخوانم آواز تو را ....

نام ترانه : اینجا منم/آنجا تویی

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

آهنگساز : کامران اسدی

خواننده : آقای یزد خواستی

نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٩ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

من از لحن صدات خوندم

که دیگه موندنی نیستی

صدات آهنگ رفتن بود

که ختم دل سپردن بود

ترانه خوندنی تر بود

اگه هم پای من بودی

اگه می موندی و با تو

چراغ خونه روشن بود

نبود فردای تو ا من

که ختم دل سپدن بود




تو رو هر دم نفس دیدم

تو جاییکه هوا کم بود

ولی هرگز نفهمیدم

نفس هم نقش دشمن بود

هجوم بی کسی در من

دلم هر لحظه تنها شد

چراغ ثانیه خاموش

نیاز من به مردن شد

نبود چیزی میون ما

که ختم دل سپردن بود

نام ترانه : ختم دل سپردن

ترانه سرا : آناهیتا مستاجران

آهنگساز : کامران اسدی

خواننده : آقای قربانی


نوشته شده در یکشنبه ٢٩ بهمن ۱۳۸٥ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ توسط آناهیتا مستاجران نظرات ()

Design By : Pars Skin